ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

384

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

از نظر ما ناپديد شدند . دوباره حركت ديوانه‌وار ارابه‌ها از سر گرفته شد و در عرض يك ساعت با چنين سرعت وحشتناكى توانستيم روشنايى چراغ‌هاى خزف‌يورت « 1 » را از دور تشخيص دهيم . ايستگاه توسط افراد خانواده قزاقى اداره مىشد و آنان از رسيدن مسافر در چنين وقت نامناسبى غافلگير شده بودند . با وجود اين شام ساده‌يى تهيه كردند كه در آن موقعيت خاص سخت به ما چسبيد . چون هيچ چيز مثل هيجان اشتها را زياد نمىكند . پنجشنبه 7 - موقع ترك خزف‌يورت و عبور از گدار ياراق - سو « 2 » متوجه شديم كه جاى مه ديشبى را باران مفصلى گرفته و تمام شب يك‌ريز باريده است و جاده حسابى خيس شده و ديگر نمىتوان تند رفت . علفزار كه ديروز آن قدر يكنواخت و خسته‌كننده به نظر مىآمد ، امروز تقريبا حالت غم‌انگيزى به خود گرفته بود . در طول راه مرتبا از كنار پاسگاه‌هاى قزاق رد مىشديم و در مقابل هر محل ديده‌بانى يك نفر قراول تفنگ به دوش كشيك مىداد . چهره‌ى چچن‌هاى صحرا از هيچ لحاظ شباهتى به قيافه‌ى نجيب كوه‌نشينان ندارد . از صورت و نگاه آنان كينه‌توزى و تقلب مىبارد . با آنكه لباس آنان عينا همان لباسى است كه لزگىها و آوارها مىپوشند و حتى سلاح‌هايشان نيز كاملا شبيه به هم است ، ولى محال است كه كسى چچن‌ها را با آنان عوضى بگيرد . در نيمه‌ى راه از روى رود يامان - سو « 3 » گذشتيم و در حدود ساعت نه در چاپارخانه‌ى قزل ؟ - آئول « 4 » اسب عوض كرديم . اين دهكده كه ساكنان آن را بوميانى تحت نظارت يك پادگان كوچك پياده‌نظام تشكيل مىدهند ، به خصوص با آئول‌هاى كوهستانى فرق بسيار دارد . به جاى آنكه خانه‌هاى آن چسبيده به هم و مجتمع باشد ، در ميان باغ‌هاى بزرگ قرار گرفته است و اين باغ‌ها را چپرهاى خاردار از هم جدا مىكند . ستوان فرمانده پاسگاه از محل اقامت خود سخت شكايت داشت و با ما درد دل مىكرد كه در اين گوشه‌ى كسالت‌آور حوصله‌اش سررفته است . ما مفهوم اين درددل را خوب درك كرديم و بازگو كردن چنين شكايتى از نظر ما اصلا تعجب‌آور نبود . وقتى از اين اقامتگاه ملال‌انگيز حركت كرديم ، حتى اسب‌ها نيز از اينكه آنجا را براى مدتى ترك كردند ، بسيار سرحال به نظر مىرسيدند و علىرغم وضع بسيار بد جاده تمامى راه را به

--> ( 1 ) . Khasaf - Yourt ( 2 ) . Yarak - Sou ( 3 ) . Yaman - Sou ( 4 ) . Grezel Aoul : احتمال دارد قزل آئول درست باشد . م .